آخرين گلايههاي «احترامي»؛ يك روز قبل از مرگ
احترامي كه در زمينه طنزپردازي نيز زبردست بود، اين اظهارات را در قالب گفتوگويي با خبرگزاري فارس و تحت عنوان «بررسي ادبيات كودك در 30 سالگي انقلاب» مطرح كرد.وي گفت: ادبيات كودك قبل از انقلاب يا جنبه لوكس و اسباببازيگونه داشت و يا قصههاي نماديني بود كه در واقع براي كودكان نوشته نميشد، اما پس از انقلاب كتاب كودك در فرهنگ ما جايگاه ويژهاي پيدا كرد و بچهها كه تفريح ديگري نداشتند به كتاب رو آوردند و كمكم كتاب جزو لوازم آنها شد.
احترامي درباره تفاوت ادبيات قبل و پس از انقلاب تأكيد كرد: فرهنگ امري مستمر است و اينطور نيست كه از يك ساعت مشخصي تصميم بگيريم و شكل ديگري از فرهنگ و ادبيات را بسازيم، بنابراين تفاوت شاخصي ميان ادبيات كودك پس از انقلاب و قبل از آن قابل بازشناسي نيست.
احترامي در ادامه با اشاره به ادبيات تعليمي كودكان تصريح كرد: به طور كلي در تمام هنرها دو هدف توأمان پيگيري ميشود: جنبه تفريحي اثر و جنبه تعليمي و آموزشي آن. آموزش و تعليم در حوزه ادبيات كودك نيز وجود دارد و گريزي هم از آن نيست، اما همه ميدانيم كه تعليم مستقيم كاربرد و كارآمدي كمتري دارد و تعليم غيرمستقيم اثرگذارتر و مؤثرتر است.
وي بيان نويسنده را در ارايه ادبيات آموزشي بسيار مهم دانست و ادامه داد: همه چيز بستگي به مهارت نويسنده دارد و اينكه چطور بحث خود را در لايههاي هنري و جذاب مطرح مي كند. در ادبيات كودك با زبان و دنياي كودكانه سر و كار داريم و اين دنيا پيام صريح و دشوار را بر نميتابد.
احترامي با تأكيد بر اهميت استفاده از قصههاي متون كهن، يادآور شد: قصههاي كهن، منابع بسيار مهم و جذابي هستند و اگر خوب تعريف شوند همه از آنها لذت ميبرند. قصه حيوانات براي تمامي قشرهاي اجتماع در همه دنيا جالب است و اشكالي ندارد كه براي بچهها هم بيان شود.
سراينده «حسني نگو يه دسته گل» بخش مهم ادبيات كودكان را قصههاي شفاهي دانست و گفت: بهترين شيوه بيان قصه براي كودكان همان شيوهاي است كه در ادبيات شفاهي و فولكلور بوده است. شيوه حفظ و اشاعه اين قصهها نيز بايد شفاهي باشد.
وي ادامه داد: بسياري از اشعار فولكلور، لالاييها، ترانههاي دسته جمعي و ضربالمثلها شايد به نظر بيمعني بيايند اما جذاب و قشنگ هستند و به دل مينشينند. گستردگي اين گونههاي ادبي مديون شيوه ارايه آن است. مخاطب بسته به نوع سليقه و زمان خود آنها را عوض و به هر سو كه ميخواهد سوق ميدهد اما زمينه داستان هميشه ثابت است مثل قصه «عمو سبزيفروش» و يا «عمو زنجيرباف» كه بسته به زمانه تغييراتي ميكند.
احترامي تصريح كرد: اين قصهها و اشعار شفاهي هنوز هم توليد ميشود و توسط بچهها و مردم مورد استفاده قرار ميگيرد. لازم نيست قصه سابقهاي در هفت قرن پيش از خود داشته باشد. همين امروز هم ميتوانيد شعرها و قصههاي شفاهي زيادي را در فرهنگ عامه بشنويد كه محصول روز جامعه است.
وي نقد را شليك به نويسنده توصيف كرد و افزود: منتقدان تنها معايب كار را ميبينند و به نويسنده شليك ميكنند، معيار و ميزان نقد آنها نيز نه ايراني است و نه بومي بنابراين طبيعي است كه اين قبيل نقدها نميتوانند مفيد باشند و نويسنده را به سوي خلق آثار بهتر سوق دهند.
وي پژوهش در زمينه ادبيات كودكان را مفيد دانست و اضافه كرد: بايد جرياني ايجاد شود كه مجموعه فعاليتها بررسي و پژوهش شود و اگر نقد و نظري هم صورت ميگيرد بايد راهگشاي مردم باشد.
http://tabnak.ir/pages/?cid=36640
گفتي كه : مي بوسم تو را گفتم تمنا مي كنم