شعر غزه
چقدر بدم مي آيد!
بدم مي آيد از ادا و اصولهاي غير واقعي
چقدر بدم مي آيد
از نطقهاي مزخرف رئيس جمهورها در جمع هم
چقدر بدم مي آيد
از تحصنهاي جلو دفاتر سازمان ملل
از طومارهاي پر امضا
از تجمعهاچقدر همه چيز مجازي و غير واقعي شده
چقدر بدم مي آيد
از همه اين چيزهاي مجازي
از اينهمه محكوم كردنهاي مجازي
طومارهاي مجازي
كارهاي مجازي
ديدارهاي مجازي
ديوارهاي...
كاش ديوار حائل را هم
ديوار مجازي مي كشيدند!...
اما آنها حواسشان جمع است...
چقدر بدم مي آيد از تعارف
و نطقهاي پر تعارف رئيس جمهور ها
چقدر بدم مي آيد از
سازمان ملل و شوراي امنيت
چقدر سرم درد مي كند!...
***
بيشتر از شصت سال است
دارند قتل عاممان مي كنند...
چقدر مضحك است
كه خانواده ات را آواره كنند
و تو در جواب
امضايي به طوماري بزني!
چقدر مضحك است
كه شكم مادرت را پاره كنند
و با جنين اش
فوتبال بازي كنند
و تو به نشانه اعتراض
يك دقيقه سكوت كني!
چقدر مضحك است
به خواهرت تجاوز كنند
و تو فقط
پلاكاردي دست بگيري و محكومشان كني!...
چقدر دلم درد مي كند!...
***
هر روز در اخبار
چند جنازه را نشان مي دهند
كه تازه اند!...
و چند مادر را
كه بر سر و صورت مي زنند و مي گريند...
هر روز در اخبار
مي گويند چند نفر ديگر
از برادران ما
كشته شدند!....
هر روز در اخبار
خبر يتيم شدن بچه هايي
يا بي شوهر شدن زناني
يا بي فرزند شدن پدر و مادر هايي را مي شنويم
هر روز در اخبار
داغدار شدن چند خانواده را مي شنويم
و نچ نچي مي كنيم
و لقمه بعدي نهارمان را مي خوريم!...
ما به اين اخبار عادت كرده ايم
نمي شود روزي بگذرد
و خبر چند قتل از فرزندان اسرائيل
نشنويم...
هر روز در اخبار
نام شهري را مي گويد
در جايي از اين دنيا
كه جنايات بني اسرائيل را
محكوم كرده اند!!!...
سرم دارد مي تركد...
***
خدا مي داند كه من
از شنيدن خبر تحصنها و محكوم كردنها
خوشحال مي شوم
اما وقتي خوشحال تر مي شوم
كه بشنوم
خبر قتل چند فرزند از بني اسرائيل را...
از شنيدن خبر تجمعها و امضاي طومارها
در محكوميت غاصبان
خوشحال مي شوم
اما نه به اندازه زماني
كه بشنوم سر چند سرباز اسرائيلي را بريده اند
يا بمبي چند افسر اسرائيلي را تكه تكه كرده است
يا شهادت طلبي
زمين را از رجس چندين تن
از بني اسرائيل پاك كرده است...
آيا مي شود
خوشحالي ما هر روز افزون شود؟
كاش مي شد
رئيس يكي از اين دول مسلمان نما را ببينيم
كه به جاي در لفافه محكوم كردن كشتار فلسطينيان
در صحن سازمان ملل
"مرگ بر اسرائيل" مي گفت!
اميدي به اين عربها نيست
كه تنباكوي اسرائيلي
در قليانهايشان دود مي كنند!
اميدي به اين عربها نيست
كه با آن شكمهاي بزرگشان
بتوانند
از روي تخت خوابشان
پايين بيايند
اميدي به اين "ابن الشهوت" ها نيست...
(اينجا سانسور شده)(1)
اميدي به اين دشداشه هاي سفيد گران قيمت نيست
اميدي به اين چشمهاي هيز نيست
اميدي به اين وجودهاي ريز نيست
در ايشان
اميدي به هيچ چيز نيست!...
كاش دنيا يك بار ديگر
خالد اسلامبولي اي به خود مي ديد!
كاش اين نامبارك مصري
به شكلي از نمايندگي همپالگانش
بركنار مي شد
كاش مردم كشورهاي عربي
خودشان شروع به جنگ مي كردند
با اسرائيلي هاي نفوذي،
با يهودي هاي نشسته در الازهر،
با اسرائيلي هاي تكيه زده بر رياست،
با اسرائيلي هاي شكم گندهء دشداشه پوش شهوت ران!...
...
***
چه حالي كردم
وقتي ديدم احمدي نژاد
برخلاف ديگر روساي جمهور
اسرائيل را محكوم نكرد!
چه حالي كردم
وقتي ديدم مثل بقيه
از روي بخار معده سخنراني نكرد!
چه حالي كردم
وقتي نگفت
اسرائيل نبايد كشتار كند!
و گفت:
وجود اسرائيل محل اشكال است!
چه حالي كردم
وقتي طنين برخورد
دندانهاي ديگر روساي جمهور وحشتزده
در صحن سازمان ملل پيچيد!
چه حالي كردم
وقتي ديدم
هيچكدام از ديگر روساي جمهور
از جايشان تكان نخوردند...
شايد
خودشان را خيس كرده بودند!...
شايد...
دلم دارد مي تپد!...
***
من مي دانم
خدا براي هيچ كس هيچ كاري نمي كند
مگر آنكه
خود آن كس براي خودش
كاري بكند!
من مي دانم
خدا پارتي بازي نمي كند
بازي را هم به هم نمي زند
هر كس گلوله دارد
هر كس تفنگ دارد
مي تواند ديگري را بكشد
خدا هيچ كاري نمي كند
من مي دانم
وقتي جنگ است
طرفي كه تفنگ است
زورش بيشتر است
از طرفي كه سنگ است!
من مي دانم
كه چاقو شكم را پاره مي كند
و اگر كسي چاقو داشته باشد
مي تواند شكم ديگري را
پاره كند
من مي دانم
اگر كسي چاقويش را بر گردن كسي بكشد
سر او بريده مي شود
و خدا هيچ كاري نمي كند
حتي اگر
آنكه سرش بريده مي شود
فرزند پيغمبر(ص) باشد!....
من مي دانم
اگر تمام مدينه
و مكه
و كوفه
و همه مردم همه شهرها
يزيد را محكوم مي كردند
يا طومار امضا مي كردند
يا در اعتراض به كشتار فرزندان رسول خدا(ص)
يك دقيقه سكوت مي كردند...
آب از آب تكان نمي خورد...
خدا هم هيچ كاري نمي كرد
باز هم همين مي شد كه شد...
من مي دانم
وقتي دارند خانواده ات را قتل عام مي كنند
پدرت را مي كشند
شكم مادرت را پاره مي كنند
سر برادرت را مي برند
به خواهرت تجاوز مي كنند
و بعد آتشش مي زنند
تو اگر
به مسجد بروي تا نماز بخواني
هم دست قاتلان خانواده ات بوده اي!
حتي اگر بعد از نماز
دستت را مشت كني
و خيلي محكم در هوا تكان دهي
و "مرگ بر قاتل" هم بگويي
باز هم تو
هم دست قاتلان خانواده ات بوده اي!...
حتي اگر يك دقيقه سكوت كني
يا حتي تر يك ساعت
يا يك روز
يا يك عمر...
كاش مي شد
همه مردم دنيا
به جاي امضاي طومارها
و تحصن كردن ها
و به جاي محكوم كردن
كاش همه مردم دنيا
به جاي يك دقيقه سكوت كردن
به جاي يك عمر سكوت
همه فقط
يك دقيقه فرياد مي كشيدند!...
گفتي كه : مي بوسم تو را گفتم تمنا مي كنم